محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

464

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

ساختار ادبى جيران : خبر براى مبتداى محذوف و در اصل چنين بوده است : « هم جيران » . و لئن : واو براى قسم و لام براى آماده‌سازى جهت شروع سخن است . لام : جواب قسم است . هو : اين ضمير از آمدن جواب شرط براى « ان » بىنياز ساخته است . فلو : حرف شرط يا امتناع است . مثلتهم : فعل شرط براى « لو » است و جواب آن « لرأيت » است . مستسلمات : حال براى ضمير « اليها » است . شرح و تفسير ( جيران لا يتأنّسون و أحبّاء لا يتزاورون . . . ) مردگان همانند زندگان از راه‌هاى ارتباطى برخوردار نيستند . ( فكلّهم وحيد ) در ژرفاى گورهايى تاريك و دهشتناك به سر مىبرند . ( و هم جميع ) گورهايشان در كنار هم قرار دارد ؛ اما روح‌هايشان از هم جداست . ( أيّ الجديدين ظعنوا فيه كان عليهم سرمدا ) واژه « اىّ » در اينجا به معناى هركسى است . « جديدان » نيز به معناى شب و روز است كه پياپى هم آمده و يكى پس از ديگرى تازه و نو مىشوند . ضمير « فيه » به « اى » بازمىگردد . اين بند مىگويد كه مرده از شب و روز هيچ آگاهى ندارد و در حالتى يكسان در اوج تاريكى قرار دارد . ( شاهدوا من أخطار دارهم أفظع ممّا خافوا . . . ) آنان در حال حيات از وحشت قبر مىهراسيدند و چون خود به آن مرحله رسيدند حوادثى بيش از آن‌چه مىپنداشتند ديدند . ( فكلتا الغايتين مدّت لهم إلى مباءة . . . ) سرانجام آنان به